X
تبلیغات
دانشجو وفارغ التحصیلان تربيت بدنی اروميه

سال نو مي شود. زمين نفسي دوباره مي كشد. برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و پرنده هاي

 خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره ... من ... تو ... ما ... كجا ايستاده اييم. سهم ما چيست؟ .. 

نقش ما چيست؟ ... پيوند ما در دوباره شدن با كيست؟ ... زمين ، سلامت مي كنيم و ابرها درودتان باد و ...

سال نو مبارك ...

چون هميشه اميدوار و سال نو مبارك ...

**************************

چه زیباست که در اندیشه مان دوست داشتن است ... چه شادی بخش است وقتی نگاهمان می خندد .

چه مَست می شود این دنیا آنگاه که ... دلمان پُر از امید به فردایی روشن است. 

من میدانم از همین صبح زیبا ... از این گنجشکانی که رقصان اواز می خوانند ...

از این صدای گذر آب در نهر کوچک زندگیمان ، می دانم ، 

آری ، امروز روز خوبیست ... 

بی شک معجزه ها در راه است ! ... 



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 15:3 | نویسنده : سالار |
تصاویری از جمـلاتی الـهام بخـش برای زنـدگی (21)



تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 20:46 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |
تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 20:43 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |
سگی نزد شیر آمد و گفت : با من کشتی بگیر!

شیر سر باز زد..

سگ گفت : نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابلہ با من می هراسد !!

شیر گفت : سرزنش سگان را خوشتر دارم از این کہ شیران مرا شماتت کنند کہ با سگی کشتی گرفتہ ام . . . ! ! !


تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 20:41 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}

من فکر میکنم پشه ام .   دکتر  : من دندون پزشکم . مطب روان پزشکی روبروی ماست .

بیمار : میدونم . الان اونجا بودم .

دکتر : پس چرا اومدین اینجا ؟؟؟   بیمار : مهتابی تون روشن بود .

 

سلامتی دختری که لاستیک ماشینش پنچر شد ، از ماشین پیاده شد و کاپوتو زد بالا .

 

همه ایرانیا فقط فقط نیگا میکنن . . .

اعدام باشه نیگا میکنن . . .    دعوا باشه نیگا میکنن . . .     تصادف باشه نیگا می کنن . . .   

دختر 4 ساله تا پیرزن 80 ساله باشه نیگا میکنن . . .   طرف با  زنش باشه نیگا میکنن . . .   

ماشین قراضه سوار باشی نیگا میکنن . . .    ماشین اخرین سیستم سوار باشی نیگا میکنن . . .   

کلا نیگا میکنن . . .      الان هم لایک نمیکنن فقط نیگا میکنن . . .

 

6 تا دختر که با هم دوست بودن میرن استخر ، وقتی برمی گردن همدیگه رو گم میکنن !

چرا ؟؟؟ . . . بله ، آرایش هاشون پاک شده بود و همدیگه رو نشناختن ! ! !

 

به زرث قاطع می تونم بگم که اگه تو دیدترین امپاس ها قرار بگیرم ، از این پسراش نیستم که تکه کلام

فیلما رو عین طوطی تکرار می کنن ، بگو خُب ! ! !  . . .

مدیونی اگه فک کنی دارم قپی میام . . .

 

از پسرک فقیر پرسیدند : تا به حال دروغ گفته ای ؟؟

پسرک گفت : دروغهایم زمانی شروع شد که موضوع انشایم این بود :

تابستان خود را چگونه گذراندید ؟؟؟



تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 10:48 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}


 

بعضی از انسانها ، فرشته ای هستند که در زمین آلاخون والاخون شده اند !

بعضی از انسانها ، آهوان اواره ای هستند که از اتوبان آسمان منحرف شده و به دره ای در زمین سقوط کرده اند !

بعضی از انسانها ، مکندگان گل پوچ پوچگرایی هستند !

بعضی از انسانها ، میوه کال کمالند !

بعضی از انسانها ، مجذور فرشته و شیطانند !

بعضی از انسانها ، ماهواره گردش افلاکیان به دور کره جمال و کمالند !

بعضی از انسانها ، دست بلند آفرینش بر پیشانی تفکر طبیعتند !

بعضی از انسانها ، کتری آب جوشی از اندیشه اند که همیشه روی اجاق روشن زمانه قرار دارند !

بعضی از انسانها ، قهوه تلخ کافه ی کفرند !

بعضی از انسانها ، نیش عقرب کینه اند و بعضی نیش زنبور عسل محبتند !

بعضی از انسانها ، همان صابون ابلیسی هستند که به جامه ی فرشته ها خورده اند!

تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 10:46 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}


 

باغ وحش مملو از جمعیت بود ، از بلندگوی باغ وحش این جمله شنیده شد :


« بازدیدکنندگان گرامی از دادن هر گونه غذا


و خوراکی به حیوانات خودداری فرمایید . »    بعد از مدتی مجددا از بلندگو اعلام شد :


« بازدیدکننده گرامی از شما خواهش


کردیم که از تغذیه حیوانات خودداری فرمایید » .این هشدارها با لحنهای مختلف چندین بار تکرار شد ،


آخرین هشدار بلندگو این بود :


« حیوانات عزیز خواهشمندیم از آدمها غذا نگیرید . »



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 21:6 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}

 

« جولی همسر عزیزم ، الان که این نامه رو می خونی جنازه من در استخر حیاط غوطه ور است .


فراموش نکن خودکُشی من تقصیر تو بود .  شوهرت استفان » .


جولی نامه رو خواند و از اتاق بیرون آمد . به حیاط که رسید جنازه من رو در استخر دید


که از پشت در آب غو طه ور بود .


با عجله شیرجه زد داخل استخر تا من را نجات دهد ؛ اما یادش نبود که شنا بلد نیست ؛


من هم از استخر اومدم بیرون !



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 21:4 | نویسنده : سالار |



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 18:54 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |

استادهای دانشگاه ایران را رو بردن

تو هواپیما

از بلندگو اعلام کردن که"

این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست..!

همه اساتید فرار کردن!

جز یه استاد

پرسیدن :چرا نشستی؟

استاد گفت:اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه

که شک دارم پرواز بکنه

تازه اگه روشن شه



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 18:52 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم فروردین 1393 | 18:50 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |

ندا می رسد که کم کَمَک اماده شو برای رفتن به سمت طبیعت

چیزی نمانده به روز طبیعت و روز 13 فروردین

داشتم کم کم وسایل رو اماده می کردم برای رفتن

به سوی طبیعت

یه مرتبه به خود اومدم که لباس مشکی به تن دارم ،

یادم آمد که چیزی نمانده به شهادت مادر

حضرت زهرا علیهاالسلام


مادرم تا دید اماده برای طبیعت می شوم ، به من گفت :

آیا من هم بمیرم ، شماها می روید به سمت طبیعت !!!؟؟؟؟


نه ، نه ، ما عزادار مادر هستیم ، شادی نداریم .


شهادت بی بی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا ( س )

را به همه تون تسلیت میگم .



تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 22:16 | نویسنده : سالار |

امیدوارم با جمع کزدن هفت سین  نوروزی ، قرآنش نگهدارتان ،

آیینه اش روشنایی زندگیتان ، سکه اش برکت عمرتان ،

سبزی اش طراوت و شادابی دلتان ، ماهی اش شوق ادامه زندگیتان

را به شما هدیه دهد .

سیزده بدرتون مبارک



تاريخ : سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 | 22:9 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}

اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد” هایی که گفتم چاخان بوده

حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !

 

رفته بودم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین، جناب سروان داد زد:

کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟ منم با ذوق و شوق دستمو بردم بالا

گفتم: من جناب. گفت: پاشو اینا رو بشمار!

 

حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون!!

چون فقط یه قلب داره!!

 بزن دندوناشو بشکن که ۳۲ تا داره لامصب!!

 

زن : غذا خوردی ؟  مرد : غذا خوردی ؟   زن : دارم از تو می پرسم .    مرد : دارم از تو می پرسم .

زن : ادای منو در میاری ؟    مرد : ادای منو در میاری ؟    زن : بریم خرید :    مرد : غذا خوردم !

 

طریقه روانی کردن دخترا با دو حرکت : ازشون عکس بگیری ، عکس رو بهشون نشون ندی !

 

دخترا ، پسرا ، هر چقدر هم عاشق چاووشی ، یگانه باشید ، یا حتی عاشق افتخاری و شجریان باشید ، بازم هیچ

فرقی نمیکنه ، شب عروسیتون باید " اِمشو شُوِ شِه لیپک لی لی لونه " بذارید !   این یه قانونه !

 

اینقدر همه چی گرون شده که خونه قهر کردن هم دیگه نمی صرفه !

 

پسر داییم امتحان فارسی داشته ، مخالف پیروزی رو نوشته استقلال  !

 

خواستم یکم خود شیرینی کنم ، به بابام گفتم : بابا ! داشتن بهترین پسر دنیا چه حسی داره ؟؟

بابام هم گفت : من نمیدونم ، باید از پدربزرگت بپرسی .

 

سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسید که باید به انگلیسی جوابشو میداد .

چند ثانیه طول کشید و اون همون طور که داشت فکر میکرد با خنده گفت :

Loading please  wait . . .

 

 

 

همیشه گفتن پشت هر مرد موفقی یک زن موفق هست . . .  میدونین چرا ؟؟؟

چون اگه جلوش بود که میشد یه مانع خیلی بزرگ . . .    ببععععععله .

 

به سلامتی دختر معلولی که می گفت : خوشحالم که هر کسی منو می بینه

فقط و فقط یک جمله میگه : خدا رو شکر . . .


تاريخ : یکشنبه دهم فروردین 1393 | 16:34 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}


 

خونه ی مادربزرگه ، الان آپارتمانه

خونه ی مادربزرگه ، استخر و لابی داره

خونه ی مادربزرگه ، wifi مفتی داره

خونه ی مادربزرگه ، دیش و LNB داره

کنار خونه ی اون ، همیشه پارتی برپاست

پارتی های محله ، پر شور و وق و غوغاست

مادربزرگه الان ، مازراتی سواره

رنگ موهاشم هر روز ، جور واجور و باحاله

مادربزرگه الان ، شلوار جین می پوشه

کفش کالج و کیفش ، همیشه رو به روشه

مادربزرگه هر شب ، Gem  Tv   رو میبینه

خرم سلطان و سنبل ، لامیا رو میبینه

خونه ی مادربزرگه ، هنوز خیلی باحاله

خونه ی مادربزرگه ، حرفای خاصی داره .



تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393 | 11:53 | نویسنده : سالار |
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]>*/ /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-language:AR-SA;}

یارو میره کشور تایلند ، سوار اتوبوس میشه . مامور اتوبوس : a ticket  .

یارو : چی ؟؟     مامور :  a ticket 

یارو : من که نمی فهمم ! مرتیکه خر !

مامور : هوی !  به من میگی خر ؟؟؟ 

نفر سوم : آقایون چرا دعوا می کنین ؟؟؟ زشته مملکت غریب ، صلوات بفرستین .

کل اتوبوس : اللهم صل علی محمد و آل محمد . . .


نوروزتان شاد شاد



تاريخ : جمعه هشتم فروردین 1393 | 11:51 | نویسنده : سالار |


صدای باران را می شنوی،

 

دانه های باران را لمس می کنی،

 

سرت را بالا بگیر، روح آبی ات را در فیروزه بیکران آسمان به

 

پرواز در بیاور...

 

و ترنم باران را با تمام وجود لمس کن

 

تا باور کنی که...

 

تنها نیستی...



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 19:57 | نویسنده : سالار |

دلتنگ شدی به آسمان نگاه کن

 

کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست

 

اشک های تو را پاک می کند و دست هایت را صمیمانه می فشارد

 

تو را دوست دارد فقط بخاطر خودت

 

و اگر باور داشته باشی می بینی

 

ستاره ها هم با تو حرف می زنند

 

باور کن که با او هرگز تنها نیستی

 

فقط کافیست عاشقانه به آسمان نگاه کنی



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 19:56 | نویسنده : سالار |

باز هم بلند شو...

ایستادن کسی که زمینش زده اند

از کسی که به زور سر پایش نگه داشته اند زیباتر است..



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 18:26 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 18:23 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |

همیشه راهی هست

فقط باید باور و توّکل داشت

امام على عليه السلام :

مَنْ تَوكَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَتَسَهَّلَتْ عَلَيْهِ الأَْسْبابِ؛

هر كس به خدا توكل كند، دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برايش فراهم مى گردد.

غررالحكم، ج5، ص425



تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 18:22 | نویسنده : محسن تسلیمی بناب |


 

آه چه حالتی دارد!

 

نه به وصف می ­آید و نه به فهم!

 

دوست داشتن چه قدرتی دارد،

 

در خویشاوندی و صمیمیت راستین

 

چه نیروی معجزه گر خدایی نهفته است.

 

چه لذتی است اینجا در "خود را نادیده گرفتن "

 

در "خود را لقمه لقمه کردن"

 

و به دهان دوست دادن که بجود و بجود و بجود

 

و طعم و عصاره­اش را بمکد و تفاله­اش را بر خاک بریزد

 

و این خود بهترین زندگی کردن است!

 

و اینها و اینگونه نعمت­ها را همه از او دارم!

 

من کی با این حالات آشنا بودم؟

 

کودک را، پدرش، مادرش می ­زند و او به گریه می ­افتد

 

و از درد فریاد می کشد، اما چه می کند؟

 

با چهره برافروخته و چشمانی سرخ و گونه ­های خیس از اشک،

 

خود را به دامن مادرش یا پدرش،

 

همان که آزارش داده است می ­افکند.



تاريخ : سه شنبه پنجم فروردین 1393 | 14:15 | نویسنده : سالار |