آدم به این ریلکسی دیدین؟!

محصول ازدواج لامپ و بستنی

گربه ها این گونه می بینند

در این تصاویر که در زیر امده است تفاوت دید گربه و انسان به نمایش گذاشته شده است در هر تصویر قسمت پایین دید گربه و قسمت بالا دید انسان است.

این تصاویر که با مطالعه و نحقیق بر رو چشم گربه صورت گرفته شده است و به تصویر در امده است .

این تصاویر با این ذهنیت ها ساخته شده اند :

میدان دید گربه ها ۲۰۰ درجه است اما میدان دید انسان ها ۱۸۰ درجه است .

چشم انداز محیطی برای انسان ها در هر طرف ۲۰ درجه است برای همین در این تصاویر گوشه های تصاویر در دید انسار به صورت مبهم به نمایش در امده است ولی چشم انداز طبیعی برای گربه ها ۳۰ درجه در هر طرف است .

گربه ها در نور کم از انسان ها بهتر میتوانند ببیند انها دارای قرنیه های بزرگتری نسبت به انسان ها هستند.

یک انسان عادی می تواند به صورت معمول تا فاصله ۳-۶ کیلومتری را ببیند اما گربه ها بین ۶۰۰ متر تا ۳ کیلومتر فاصله دید دارند .

در ابتدا به گمان محققان میرسید که گربه ها هم همچون سگ ها از دید بالایی برخوردارند.

این تصاویر به کمک گروه چشم پزشکی دانشگاه پنسلوانیای امریکا و یک هنرمند نامی تهیه شده است.

دوهزار متر شنا درون گونی دربسته!

جین پتکوف، مرد 59 ساله بلغاری رکورد جدیدی در گینس به جا گذاشت. او درون کیسه دربسته ای با دست و پای بسته، مسافت 2 کیلومتری را در یک دریاچه شنا کرد. او که در کشورش با عنوان "مرد دوزیست" شناخته می شود، می گوید که به تمرکز و تکنیک خاص تنفسی خود اتکا می کند.

این رکورد در روز دهم سپتامبر در دریاچه اورهید مقدونیه شکسته شد و پتکوف وسط آب از قایق بیرون انداخته شد تا خودش را از داخل کیسه به ساحل برساند. با وجود کهولت سن او هیچ مشکلی برایش پیش نیامد.

علم بهتر است یا ثروت؟ (طنز)

شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت؟ شيخ بي درنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ مريد بخت برگشته را به سه پاره ي نامساوي تقسيم نمود و گفت : سالهاست که هيچ خري بين دو راهي علم و ثروت گير نمي کند.
 
مريدان در حاليکه انگشت به دندان گرفته ولرزشي وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلي عيان ساز تا جان فدا کنيم.
 
شيخ گفت: در عنفوان جواني مرا دوستي بود که با هم به مکتب ميرفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم.
 
حالا او پورشه داره...من پوشه...او اوراق مشارکت دارد،ومن اوراق امتحاني...او عينک آفتابي من عينک ته استکاني...او بيمه زندگاني،من بيمه خدمات درماني...او سکه و ارز...من سکته و قرض....
 
سخن شيخ چون بدينجا رسيد مريدان نعره اي جانسوز برداشته و راهي کلاسهاي آموزش اختلاس گشتندي ... .

خلاقیت

اولین تصادف در ایران در سال 1307

انتخاب بانوی شایسته جهان اسلام

خانم "آبابیا عایشه آجیبولا" از نیجریه در سومین دور مسابقات بین المللی انتخاب بانوی شایسته جهان اسلام در جاکارتا اندونزی به عنوان بانوی شایسته سال 2013 در جهان اسلام انتخاب شد. منبع: عصر ایران

تست هوش

یه دیوار داریم. یه نفر دیوار رو ظرف 20 ساعت رنگ میزنه . نفر دوم همون دیوار رو ظرف 30 ساعت رنگ میزنه. اگه این دو نفر با هم این دیوار رو رنگ بزنند چند ساعت طول میکشه؟

خرچنگ سیکلت!

خرچنگ ها در تایوان، موتور سیکلت می شوند!

خرچنگ ها از چنگ این جوان تایوانی خلاصی ندارند؛ حتی پس از عبور از زیر دست آشپزها!

 موتور سیکلت هایی که هوانگ مینگ بو از تایوان با استفاده از باقیمانده خرچنگ ها ساخته، اعجاب و تحسین بازدیذکنندگان را برانگیخته است.

هوانگ  که آشپز است فقط با استفاده از پوسته های باقی مانده خرچنگ ها، موتورسیکلت های مینیاتوری ساخته است؛ حتی برای تکمیل مدل های پیچیده خود و ساخت تک تک  اجزای آن.

وی، مجموعه ای از ساخته های خود را در یک سمینار هنر مواد غذایی در استان فوجیان چین به نمایش گذاشته و شگفتی را بر انگیخته است.

زشت ترین حیوان دنیا

براساس نتیجه یک نظرسنجی که توسط انجمن حفاظت از حیوانات زشت انجام شده، بلاب ماهی به عنوان زشت ترین حیوان انتخاب شد.

انجمن حفاظت از حیوانات زشت این نظر سنجی آنلاین را با هدف جلب توجه عمومی به معضل حیوانات در معرض خطر انقراضی که مردم تصور می کنند به قدری زشت هستند که ضرورتی به نجات آنها نیست برگزار شده است.

این موجود ژلاتینی مانند دارای یک صورت غمگین است که در اعماق 600 تا 1200 متری دریا زندگی می کنند در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.


اگر دخترخانم‌ها هم به‌سربازی می‌رفتند.

مرد ذلیل!

10 نکته خواندنی درباره نزدیک‌ترین همسایه کیهانی زمین (+عکس)

ماه نزدیک‌ترین همسایه کیهانی زمین محسوب می‌شود که با باز تاباندن نور خورشید، شب های زمین را نورانی می کند.

به گزارش ایسنا، تنها قمر زمین و پنجمین قمر بزرگ منظومه شمسی، فاقد جو بوده و قطری معادل 27 درصد قطر زمین و چگالی معادل 60 درصد چگالی زمین دارد؛ فاصله زمین تا ماه 384 هزار کیلومتر است و یک پالس نوری در مدت 1.26 ثانیه از زمین به ماه می رسد.

ادامه نوشته

صـدای بـاد، خیـابان و جعبـه ای کهنـه

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نشسته بود پسر، روی جعبه‌اش با واکس

غریب بود، کسی را نداشت الا واکس

نشسته بود و سکوت از نگاه او می‌ریخت
و گاه بغض صدا می‌شکست : "آقا واکس؟"

درست اول پائیز، هفت سالش بود
و روی جعبه‌ی مشقش نوشت :‌ بابا واکس...

غروب بود، و مرد از خدا نمی‌فهمید
و می‌زد آن پسرک کفش سرد او را واکس

سیاه مشقی از اسمِ خدا خدا بر کفش
نماز محضی از اعجاز فرچه‌ها با واکس

برای خنده لگد زد به زیر قوطی، بعد
صدای خنده‌ی مرد و زنی که : "ها ها واکس

چقدر روی زمین خنده‌دار می‌چرخد!
(چه داستان عجیبی!)‌ بله،‌ در اینجا واکس

پرید توی خیابان، پسر به دنبالش
صدای شیهه‌ی ماشین رسید، اما واکس

یواش قل زد و رد شد، کنار جدول ماند
و خون سرخ و سیاهی کشیده شد تا واکس

غروب بود، و دنیا هنوز می‌چرخید
و کفش‌های همه خورده بود گویا واکس

و کارخانه به کارش ادامه می‌داد و
هنوز طبق زمان هر دقیقه صدها واکس...

کسی میان خیابان سه بار "مادر!" گفت
و هیچ چیز تکان هم نخورد، حتی واکس

صدای باد، خیابان و جعبه ای کهنه
نشسته بود ولی روی جعبه تنها واکس


شعر از : پوریا میررکنی

ده راننده برتر زن در سال 2006

The Top 10
Contestants For 
The 2006 Women Drivers Award 

ادامه نوشته

تخت مرگ

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت بخصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند. این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت وضعف مرض آنان نداشت.
این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می‌دانستند.

کسی قادر به حل این مسئله نبود که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپرد.به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم گرفتند تا در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند.

در محل و ساعت موعود، بعضی در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده ودو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که «پوکی جانسون» نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات را از پریز برق درآورد و دو شاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!

بدون شرح


آفرین بر اونايي كه هيچوقت دست هاي مادرشون رو رها نكردن
.
.
.

این روش برای لاغری 100% جواب میده


وقتی ورزش کردید جواب نداد!

غذا کم خوردید جواب نداد!

رژیم سخت لاغری گرفتید جواب نداد!

داروی لاغری خوردید جواب نداد!

با این کار حتما شکم شما لاغر می شه شک نکنید


سخنان کوتاه اما عمیق از بزرگان

"اگر فقیر به دنیا آمده‌اید، این اشتباه شما نیست اما اگر فقیر بمیرید، این اشتباه شما است"

"در یک روز، اگر شما با هیچ مشکلی مواجه نمی‌شوید، می توانید مطمئن باشید که در مسیر اشتباه حرکت می‌کنید"

"سه جمله برای کسب موفقیت:

الف) بیشتر از دیگران بدانید.

ب) بیشتر از دیگران کار کنید.

ج) کمتر انتظار داشته باشید"


"اگر تو برنده باشی، نیازی نیست به کسی توضیحی دهی، اما اگر بازنده باشی، نیازی نیست آنجا باشی تا به کسی توضیحی دهی"


"در این دنیا، خود را با کسی مقایسه نکنید، در این صورت به خودتان توهین کرده‌اید"

"برنده شدن همیشه به معنی اولین بودن نیست. برنده شدن به معنی انجام کار، بهتر از دفعات قبل است"

"من نمی‌گویم که ١٠٠٠ شکست خورده‌ام. من می‌گویم فهمیده‌ام ١٠٠٠ راه وجود دارد که می‌تواند باعث شکست شود"
 
"هر کس به فکر تغییر جهان است. اما هیچ کس به فکر تغییر خویش نیست"

"همه را باور کردن، خطرناک است. اما هیچکس را باور نکردن، خیلی خطرناک است"
 
"اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده"


"در زندگی خود هیچوقت چهار چیز را نشکنید.

اعتماد، قول، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندازد ولی دردناک است"

"اگر شروع به قضاوت مردم کنید، وقتی برای دوست داشتن آنها نخواهید داشت"

باز هم تبریک....!

ما که هر وقت اومدیم تو وبلاگ چیز بنویسیم انگار قسمت میشه فقط تبریک و شادباش بگیم. البته اینو به فال نیک می گیرم.

با خبر شدیم بچه های تربیت بدنی گل کاشتن. به همتون تبریک می گم. مخصوصا به همکلاسی ها مدیریت ورزشی86.

خوشمان آمد معلومه خوب کار کردین. با آرزوی موفقیت در دیگر مراحل زندیگیتان.

تبریک

با سلام خدمت دوستای عزیز

من هم به نوبه خودم سالگرد تشکیل وبلاگو تبریک عرض می کنم. با آروزی موفقیت و سربلندی برای همه

تبریک

با عرض سلام، خدمت همه دوستان عزیز

روز ولادت دخت نبی اکرم(سلام الله علیها) را خدمت همه بخصوص زنان و مادران خصوصا مادر خودم تبریک عرض می کنم.                 

داستان کوهنورد و خدا

داستان درباره یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود او پس از سال ها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار این کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.
او سفرش را زمانی آغاز کرد که هوا رفته رفته رو به تاریکی میرفت ولی قهرمان ما به جای آنکه چادر بزند و شب را زیر چادر به شب برساند، به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملاٌ تاریک شد.
به جز تاریکی هیچ چیز دیده نمیشد سیاهی شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمیتوانست چیزی ببیند حتی ماه وستاره ها پشت انبوهی از ابر پنهان شده بودند .پس کوهنورد همانطور که داشت بالا میرفت، در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگهان پایش لیز خورد و با سرعت هر چه تمامتر سقوط کرد..
سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگی اش را به یاد می آورد. داشت فکر میکرد چقدر به مرگ نزدیک شده است که ناگهان احساس کرد طناب به دور کمرش حلقه خورده و وسط زمین و هوا مانده است.
حلقه شدن طناب به دور بدنش مانع از سقوط کاملش شده بود. در آن لحظات سنگین سکوت، چاره ای نداشت جز اینکه فریاد بزند:
"
خدایا کمکم کن”. ناگهان صدایی از دل آسمان پاسخ داد از من چه میخواهی ؟ - نجاتم بده.
-
واقعاٌ فکر میکنی میتوانم نجاتت دهم.
-
البته تو تنها کسی هستی که میتوانی مرا نجات دهی.
-
پس آن طناب دور کمرت را ببر!
برای یک لحظه سکوت عمیقی همه جا را فرا گرفت و مرد تصمیم گرفت با تمام توان به طناب بچسبد و آن را رها نکند.
روز بعد، گروه نجات آمدند و جسد منجمد شده یک کوهنورد را پیدا کردند که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود در حالیکه تنها یک متر با زمین فاصله داشت!!

اول دبستان

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده , وقتی تنها یه گوشه از حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و  بهت میگه با من دوست میشی؟

کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت!      به یاد اون روزها...

کودک

             کودک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم،اکنون که بزرگیم چه دلتنگیم

        کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش رااز نگاهش میشد خواند،اما اکنون اگر

              فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد ودلخوش کرده ایم که سکوت کرده ایم.

                                                        سکوت ((پر))بهتر از فریاد ((توخالی)) نیست؟

           فکر میکنیم کسی هست که سکوت ما را بشکند اما افسوس که انتظار بی فایده

            است.

             آنقدر از گذشته ات سر افکنده ای که نمی توانی به آینده بیندیشی و آنقدر صهبای

              نفس سر کشیدی که جایی برای خدا نگذاشتی.

           آنقدر در زندگی دویدی که آخر هم بدهکار شدی. چه شد که دلپاک آمدی و روی

            سیاه خواهی رفت،حال تویی و روزنه امید بخشش پروردگارت.اویی که سالهاست   

                                                                 که فراموشش کرده ای اما باز هم تو را میخواند...

تبریک عید

باعرض سلام

باقبولی طاعات و عبادات شما دوستان در ایام مبارک ماه رمضان لازم میدونم عید سعید فطر رو به همه دوستان تبریک بگم.امیدوارم که یه بار دیگه لیاقت حضور درمهمانی اللهی نصیبمون بشه انشاا...

شب قدر

بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

تبریک و تبیین

...اللهم عجل لولیک الفرج

  بازبه شب ولادت امام زمان علیه السلام نزدیک می شویم.امامی که شاید به نوعی همه انسانها در انتظار ظهورش هستند.همون شخصی که در اکثرکتب الهی خبر از آمدنش دادند.کسی  که با آمدنش دنیا رو پرازعدل وداد میکند همچنان که از ظلم وستم پرشده باشد که این وعده الهی است که البته وعده الهی تخلف ناپذیر است.حالا شاید سوالی پیش اید که تا چه اندازه زمینه های ظهور محیاست وماچقدر دراین مسیر نقش داریم؟به نظرمن ما به عنوان یک مسلمان باید نقش فعالانه ای دراین زمینه داشته باشیم چرا که کتاب آسمانی مارا به این امر فرامی خواند.به نظرمن درجامعه ایران که هرکس به فکر حق و حقوق خویش است(نه همه!)ما باید درگرفتن حق ستمدیده ازستمکار حتی درحد ابرازآن کوشیده تا مظلوم از ظالم به خاطر ناتوانی مالی و... به گمراهی و فقرمفرت کشیده نشوند.انشاا... باظهور آن حضرت ناحقی ها وحق کشی هایی که امروزه شاهد اون هستیم ازجامعه رخت بندد و افرادی که با لباس دین ومذهب تبر به دست گرفته وتیشه به ریشه اعتقادات مردم میزنند رابه سزای اعمال ننگین وریاکارانشان برساند که آنها حقیقتا منافقین توصیف شده در قرآن هستند.درپایان این ایام خجسته رو تبریک میگم. موفق باشید

یک داستان واقعی

یک داستان واقعی

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني