اس ام اس

اعتراف میکنم نصف “آره یادم میاد” هایی که گفتم چاخان بوده

حوصله نداشتم طرف تعریف کنه !

 

رفته بودم سربازی، روز اول نشوندنمون رو زمین، جناب سروان داد زد:

کی اینجا لیسانس ریاضی داره؟ منم با ذوق و شوق دستمو بردم بالا

گفتم: من جناب. گفت: پاشو اینا رو بشمار!

 

حتی اگه کسی بهت بدی کرد بازم هیچ وقت قلبش رو نشکون…!!

چون فقط یه قلب داره…!!

 بزن دندوناشو بشکن که ۳۲ تا داره لامصب…!!

 

زن : غذا خوردی ؟  مرد : غذا خوردی ؟   زن : دارم از تو می پرسم .    مرد : دارم از تو می پرسم .

زن : ادای منو در میاری ؟    مرد : ادای منو در میاری ؟    زن : بریم خرید :    مرد : غذا خوردم !

 

طریقه روامی کردن دخترا با دو حرکت : ازشون عکس بگیری ، عکس رو بهشون نشون ندی !

 

دخترا ، پسرا ، هر چقدر هم عاشق چاووشی ، یگانه باشید ، یا حتی عاشق افتخاری و شجریان باشید ، بازم هیچ

فرقی نمیکنه ، شب عروسیتون باید " اِمشو شُوِ شِه لیپک لی لی لونه " بذارید !   این یه قانونه !

 

اینقدر همه چی گرون شده که خونه قهر کردن هم دیگه نمی صرفه !

 

پسر داییم امتحان فارسی داشته ، مخالف پیروزی رو نوشته استقلال  !

 

خواستم یکم خود شیرینی کنم ، به بابام گفتم : بابا ! داشتن بهترین پسر دنیا چه حسی داره ؟؟

بابام هم گفت : من نمیدونم ، باید از پدربزرگت بپرسی .

 

سر کلاس زبان خارجه استاد از رفیقم چیزی پرسید که باید به انگلیسی جوابشو میداد .

چند ثانیه طول کشید و اون همون طور که داشت فکر میکرد با خنده گفت :

Loading please  wait . . .

 

تنها ، بی هوایی . . . آدمی رو خفه نمی کند  . . . گاهی ، هوایی شدن . . .

آرام آرام . . . بدون رو سیاهی . . . خاموشت می کند ! ! !

 

همیشه گفتن پشت هر مرد موفقی یک زن موفق هست . . .  میدونین چرا ؟؟؟

چون اگه جلوش بود که میشد یه مانع خیلی بزرگ . . .    ببععععععله .

 

به سلامتی دختر معلولی که می گفت : خوشحالم که هر کسی منو می بینه

فقط و فقط یک جمله میگه : خدا رو شکر . . .

 

به سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران ، خودشو کوچیک میکنه !

 

به سلامتی دریا که همه با لبش خاطره دارن .

 

خدا حافظ برای همیشه

 

سلام

امیدوارم که مثل همیشه حال و روزتون خوب باشه و دنیا به کامتون باشه .

دو سال و نیم پیش بود که با همکاری دلشاد خضری این وبلاگ رو برپا کردیم تا حتی بعد از فارغ التحصیلی

هم بچه ها به این بهانه دور هم جمع بشن و از حال هم با خبر بشیم . هر چند از این کار زیاد استقبال نشد

ولی باز هم خدارو شکر خوب بود . تو این راه کاستی های زیادی داشتیم که بعضی وقت ها ( اون هم در

اوایل ) موجب کدورت بین بچه ها شد ولی با این حال تا اینجا رسوندیمش که واقعا من خودم فکر نمی کردم

تا الان ادامه داشته باشه .

روزای اول خوب بود - دلشاد خضری بود - صادق پرورش بود - خانوم امیدی بودن - خانوم توکلی بودن و ... ولی

بعد از مدتی به دلایلی پرورش و خانوم ها امیدی و توکلی کشیدن کنار و من موندم و دلشاد خضری . بعد

از اون هم جانفدا - کرمی - اسماعیلی - ساعی - نوروزپور - دبیری - و .. . اضافه شدن که این دوستان هم تا

مدتی ما رو همراهی کردن ولی ناگفته نماند آقای اسماعیلی تا همین چند مدت پیش هم جز فعالان وب بودن

. یه مدتی هم کار وب بالا گرفته بود - چون بچه ها خوب سر میزدن و مطلب میذاشتن و اون روزها بهترین روزهای

وب بود . اون موقع ساعی - نوروزپور - دبیری - افشاری - جانفدا - عبدی - امیدی و . . . به وب سر میزدن

و وب خیلی فعال بود . این روزهای اخر هم آقایان روناسی - عبدی - اسماعیلی و خانوم امیدی جز فعالان بودن

. اما این روزها هیچ کس به  وب سر نمیزنه و کسی نیست . نمیدونم دلیل چی بود که بچه ها کشیدن کنار .

خلاصه هر دلیلی که داشته امیدوارم که تو زندگیتون موفق و موید باشین و هیچ مشکلی سر راهتون قرار نگیره .

خودمم دیگه حس و حال سر  زدن به وب رو ندارم و یه جورایی بی میل شدم . این مطالب اخیر و یکی دو مطلبی

که در روزهای آینده می بینید رو قبلا تو وب ثبت کردم .

همون طور که قبلا هم گفته بودم تا قبل از ماه محرم تو وب موندم و چون کسی سر نمیزنه - منم خداحافظی

میکنم و شما رو به امید خدا می سپارم .

دوسه روز دیگه هم سر میزنم تا احیانن اگه کسی نظری داده بود جواب بدم .

                                                                     روزهای خوبی رو دور هم بودیم

                                                    ایام به کامتان و آرزومند آرزوهایتان

                                                                            سالار

مدارا کن

خدایا سرده این پایین

از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی

خودت قلب منو « ها » کن

خدایا سرده این پایین

بین دستامو ، می لرزه

دیگه حتی همه دنیا

به این دوری نمی ارزه

تو اون بالا ، من این پایین

دوتایی مون چرا تنها ؟؟؟

اگه لیلا دلش گیره

بگو مجنون چرا تنها ؟؟؟

بگو گاهی که دلتنگم

از اون بالا تو می بینی

بگو گاهی که غمگینم

تو هم دلتنگ و غمگینی

خدایا . . . من دلم قرصه ! ! !

کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت

که حتی روز ، روشن نیست

کسی اینجا حواسش نیست

که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته

زمین ، دار مکافاته !

فراموشم میشه گاهی

که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا

بازم پیش تو برگردم

خدایا . . . وقت برگشتن

یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه آغوشت

اگه میشه منم جا کن

اس ام اس

یه ماشین لوکس شاسی بلند دیدم که سانروفشو باز کرده بود

و ۲ تا بچه سرشونو عاورده بودن بیرون مث چی حال میکردن

یاد بچگی های خودم افتادم همچنین حسی رو پشت وانت تجربه میکردیم !

 

دلم واسه اول دبستانم تنگ شده!

که وقتی تنها یه گوشه حیات وایسادی !

یه نفر میاد و بهت میگه : با من دوست میشی !؟

 

عطسه گرامی، یا بیا یا برو!

هیچ خبرداری که وقتی اون وسط گیر میکنی، قیافه آدم عین منگول ها میشه…؟؟

 

شما یادتون نمیاد بزرگترین خلاف ما زمان مدرسه داشتن حل المسائل بود!

از اختلاس هم جرمش بیشتر بود !

 

یکی از تفریحات مرفه اینه که گوشیتو بزاری جلو اسپیکر

تا SMS که میاد نویز بکنه ۲ ثانیه زودتر بفهمی ذوق کنی !

 

فقط یه کودک ایرانی وقتی میره تو صف نونوایی

هرچی صبر میکنه می‌بینه همش آخره صفه !

 

درسته مامور مخصوص حاکم بزرگ نیستم

ولی یخورده احترامم چیز بدی نیست !

.

به بابام میگم : بابا میشه یه سوال ازت بکنم ؟؟

میگه : همین الان یه سوالت رو کردی

گفتم : خب بابا میشه ۲ تا سوال بکنم ؟؟

میگه : دوِّمین سوالت رو هم کردی )

گفتم : کِی ؟؟ :O

گفت : الان

 

یه قانونی دخترای دانشجو دارن به این عنوان:

دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدن است  !

شعر حمید مصدق که یادتونه : « تو به من خندیدی و نمی دانستی ، من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم . . .  .»

جواب زیبای فروغ فرخزاد به حمید مصدق هم که یادتونه : « من به تو خندیدم ، چون که میدانستم ، تو به چه دلهره از

باغچه همسایه سیب را دزدیدی . . .   . »

و اما پاسخ زیباتر جواد نوروزی به حمید و فروغ :

دخترک خندید و . . .

پسرک ماتش برد !

که به چه دلهره از باغچه ی همسایه ، سیب را دزدیده

باغبان از پی او تند دوید 

به خیالش می خواست ،

حرمت باغچه و دختر  کم سالش را

از پسر پس گیرد

غضب آلود به او غیظی کرد !

این وسط من بودم ،

سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم

من که پیغمبر عشقی معصوم ،

بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق

و لب و دندان

تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم

و به خاک افتادم

چون رسولی ناکام !

هر دو را بغض ربود . . .

دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت :

او یقینا پی معشوق خودش می آید !

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

یقینا پشیمان شده بر می گردد !

سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !

عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !

جسم من تجزیه شد ساده ، ولی ذراتم ،

همه اندیشه کنان غرق در این پندارند :

این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت . . . ! ! !

طنز

*** غذا خوردن پسر تهرانی :

پسر : مامان جون غذا چی داریم ؟

مامان : عدس پلو با مرغ

پسر : وای  ، دیگه عدس پلو ؟؟!!!

مامان : اگه دوست نداری یه چیز دیگه واست درست کنم عزیزم .

پسر : نه ، مرسی مامان همینو می خورم .

غذا خوردن پسر بندری :

پسر : موم خوراک چه هستن بخوریم ؟؟

مامان : کاتغ ماهی .

پسر : اَخیییییی ، دِگَه کاتغ ماهی ؟؟!!

مامان : تیر که بخوری ، پهلو تلو ، ماهی کیلو پونزده هزار تومن ، از خدات هم ببوت ، ناخوری ؟؟   پَه تو سرت !!!

*** لالایی تهرانی ها واسه خوابوندن بچه هاشون :

یکی بود ، یکی نبود ، غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود . تویِ یه جنگل خیلی بزرگ ، تو باغ پر از گلهای رنگارنگ و . . .

ادامه داستان .

حالا لالایی بندریها موقع خوابوندن بچه هاشون :

بخوووو بدبخت که جِن نَهُوندِن ، تو گونی تَکونِت تَبَرِت ، اوووووو صدای چه نَهُوندِن ؟؟؟؟    بخوووو بدبخت که تَخورِت . . .

*** سر جلسه امتحان از دختره کنار دستم می پرسم : لاک داری ؟  میگه : چه رنگی ؟؟  * خدایا اینا کِی می خوان به رشد

ذهنی برسن ؟؟ ! !

*** یکی از دوستام عاشق یه دختره بود ، خیلی همو دوست داشتن . بعد از یه مدتی دختره پیچوند رفت با یکی دیگه . . .

دوستم اومده بود پیشم ، سر

 دیشب در خواب ناگهان خدا در گوشم گفت : تو را چه به عشق ؟؟ گفتم : چرا ؟؟ گفت : تو خوابی و عشقت در آغوش دیگری ، لبخندی

زدمو گفتم : خدایا این مخلوق توست ، شاید تو خوابی ! که خبر از رسم دنیا نداری . . . دیگر نه " شلوار پاره " نشانه ی " فقر " است

. . . نه " سکوت " علامت " رضایت " . . .  دنیای غریبیست . . .

ارزش ها  " عوض " شده اند و و " عوضی ها " با ارزش .