قسمت آخر چرت و پرت
*عشق که آپشن نداره خودت باش کسی ام خوشش نیومد ، نیومد اینجا مجسمه سازی نیست
*یه وقتایی دیگه حسش نیست غصه بخوری رسما” غصه تو رو میخوره
*دوستم: چقد مامان بابات خوب و مهربونن من: واسه اینکه تو اینجایی !
*این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.
*از میان تمام بازی های کودکانه تنها” یادم تو را فراموش “را خوب بلد بودی
*ندانستن عیب نیست ، فضولی کردن عیب است !
*میگه: چرا زن نمیگیری؟ میگم: مرسی من همینطوری راحتم میگه :آخه ما ناراحتیم تو راحتی
*در دسترس بودنت دیگر برایم ارزش ندارد …. اکنون نه مشترک هستی ؛ نه مورد نظر … !!!
*تویى که میگى : دیگه مثل من پیدا نمیکنى ! واقعا فکر میکنى بعد از تو ، دنبال یکى مثل تو میگردم !؟
* برهنه ات مي كنند تا راحت تر شكسته شوي، نترس گردوي كوچك . انچه سياه مي شود روي تو نيست ، دست آنهاست . . . !
* غم قفس به كنار، آنچه عقاب را پير مي كند پرواز زاغ بي سر و پاست .
* تمام خنده هايم را نذر كرده ام تا تو همان باشي كه صبح يكي از روزهاي خدا عطر دستهايت ، دلتنگي ام را به باد مي سپارد . . .
* خدايا ! اين دلتنگي هاي ما را هيچ باراني آرام نمي كند ، فكري كن ، اشك ما طعنه مي زند به باران رحمتت . . .
* تنهايي و دلتنگي هايتان را پيش فروش نكنيد ، فصل اش كه برسد به قيمت مي خرند . . .
* اگه اين معلم هاي دبستان مي دونستن يه روزي قراره فقط تايپ كنيم اينقدر سعي نمي كردند خطمون خوب شه . . . !
* ديشب خدا را ديدم گريه مي كرد ،من هم با او گريستم ، هر دو يك درد مشترك داشتيم . . . . . . . . . . . آدم ها !!!!
*یادش به خیر
اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صــد برگ واسش انتخاب می کردیم
*خسرو شکیبایی می گفت: بعضی وقت ها یکی طوری می سوزونتت که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن، بعضی وقت ها یکی طوری خاموشت میکنه که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن! روحش شاد