*مجری از طرف می پرسه: نظرتون راجع به کتاب تو اتوبوس چیه؟ می گه خوبه، اون موقع که هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد می زنم !!!!!/

*رفتم داروخونه: می گم پماد ضد خارش می خوام. طرف زیر لب می گه: نیگا جوونای این دوره حال ندارن خودشونو بخارونن!!!!!/

*به خواهرم می گم: از پای سیستم پاشو، می خوام پست الکترونیکم رو بررسی کنم. می گه: صداتو بیار پایین، دیگه از بعضی از قوی ترین مردان جهان که گنده تر نیستی!!!!/

*خواستگار اومده، بابام می گه: نمی دونم ... هر چی خودت می گی؟ منم گفتم: نه! می گه: تو  بیجا کردی... مگه به حرف توئه؟!!!!!

* به مامانم ميگم : امروز حالم خوب نيست ، خيلي بي حالم .  مامانم ميگه : تو هميشه حال نداري ، نه مي ميري ، نه خوب ميشي !!  مامان با احساسه من دارم ؟؟!!!

* به مامانم ميگم : تو غذاها از سير هم استفاده كن ، خيلي فايده داره ، ميكروب ها رو ميكشه .   ميگه : نه ، ريسكه !! ميگم : چرا ؟؟؟  ميگه : اخه ميكروب كُشه ، ممكنه تو و داداشت هم بميرين !!!    مامان دلسوزه من دارم !!!

* عمه ما تو 45 سالگي يه نقاشي فرستاده واسه برنامه كودك ، زيرش زده مهناز 4 ساله از كرج ، بعدش زنگ زده به كل فاميل كه برنامه كوك فلان روز فلان ساعت مي خواد نقاشي منو نشون بده ، حتما ببينيد !!!  عمه است ما داريم !!!

* يه داماد داريم هر وقت كه مياد خونمون سر شام و نهار بشقابشو ميده مامانم ميگه : مامانم شما زحمتشو بكش ، اونم رودرواسي گير ميكنه همه گوشتارو خالي ميكنه بشقابش . ما هم استخوان ليس ميزنيم .

* زن عموم زنگ زده ميگه : دارم اش ميپزم رشته كم دارم، برو برام رشته بگير. براش خريدم بردم . دادم بهش ، به جاي تشكر ميگه : چقدر دير كردي، چرا از اين رشته ها گرفتي و . . .   آخر سر هم ميگه : خوب ديگه ميتوني بري !!!