دست عقل
با اجازه از آقای علی ناصری :
تا دست عقل ، خواب شما را تكان دهد
فرياد مرد ، مزرعه ها را تكان را دهد
رسوايي زغال پس از برف مي شويد
روزي كه آفتاب هوا را تكان دهد
دروازه تمدن يك قرن غربت است
انگشتري كه روح گدا را تكان دهد
اي مرد ! گريه هاي تو در چاه مانده است
ترسم كه بغض ، اشك خدا را تكان دهد
بنويس جان آيه حبل الوريد ، تا
پروردگار ، گردن ما را تكان دهد
اي باد بر نجابت اين شاخه ها بدَم
شايد درخت دست دعا را تكان دهد
هر چند كوچه از نفس رودها پر است
گيرم كه باد ابر بلا را تكان دهد
هرگز گمان نمي كنم اين باد مضطرب
يك ذره چشمهاي شما را تكان دهد
( علي ناصري – تربيت بدني 86 – دانشگاه اروميه )
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 16:54 توسط سالار
|