گل ، شمع ، آفتاب
گل من پرپر نشوی!
که بلبی در باز شدن غنچه ی لبخند تو
زبان به سرود باز کرده است.
شمع من خاموش نگردی!
که چشمی در پرتو پیوند تو
به دیدن آمده است.
ساقه گلبن بهار من نشکنی !
که دلی در رویش امیدوار تو
دل بسته است.
آفتاب من غروب نکنی!
که شاخه آفتابگردانی به جست و جوی تو
سر برداشته است.
"دکتر علی شریعتی
+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 16:17 توسط سالار
|