مـامـانم میـگـه وقــتی که مـن بـچه بــودم ، مـوقـعـی کـه بارون مـیـومـد و تــو چـاله ها آب جـمـع مـیشد مـن مـیـرفـتـم اون آبـــا رو میـخـوردیم :| ، واسه همینه که انـقدر خـل و چـل بـار اومـدم!
خـو مـادر مـن وقـتی بـهـت میـگم مـنو از پـرورشگاه آوردین چرا بر مـیـخـوره بــهت؟

مادر افشا کننده ی حـقایـقـه دارم من؟

 

+دارم برا خودم چیپس درست میکنم ی بشقاب گذاشتم کنارم اینایی ک زود تر سرخ میشه را میندازم توش بعد داداش کوچیکم ک 5سالشه را هی صداش میکنم ک بیاد چیپس بدم بهش میبینم خبری نیست از آشپزخونه اومدم بیرون دنبالش میگردم نیست ؛برگشتم چیپسارا هم بزنم میبینم تو بشقاب هیچی نیست؛حالا بجز من و داداش کوچیکم کسی تو خونه نیست؛دوباره اونایی ک سرخ شده بودا ریختم تو بشقاب هرچی صدا میکنم پدرام جواب نمیده دوزاریم افتاد اومدم بیرون آشپز خونه یواش پاییدم دیدم تا من میرم بیرون از کابینت میاد بیرون چیپسا را میخوره و زودی میپره تو کابینت؛
فکم زمین چسبید بخدا؛
رفتم کشیدمش بیرون میگم شیطون بزرگ بشی میخوای چی بشی تو!میگه مث تو بشم؛
ما بچه بودیم ایناهم بچن؟
من:@

 

+یه دختر عمو دارم کلاس کاراته میره بعد از چند ماه دیدمش بهش میگم چقدر ناز شدی دماغتو عمل کردی
و این بود اخرین چیزی که از اون روز یادم میاد
فک و فامیله داریم قبلا دخترا کلاس کوبلن دوزی میرفتم الان شدن یه پا جت لی

 

+خواهر کوچیکم تو دهانش آفت زده بعد منو نیگاه میکنه میگه تو منو درک نمیکنی....... خو لامصب چیتو باید درک کنم........ دهه هشتادین دیگه؟؟؟؟؟؟؟

 

+چندروزپيش مادربزرگم ازمكه اومدمنم احساساتي شدم توبغلش گريه كردم ازاون موقع پيش همه ميگه مثل گاوگريه ميكرد
اينم مادربزرگ ماداااااااريم

 

+طبق معمول از حموم درآومده بودم داشتم موهام رو درست میکردم که اومدم به موهام تاف بزنم دیدم مامانم از خنده دار زمین رو گاز میگیره ،میگم چی شده مامان بگو منم بخندم میگه اون چیه میخوایی بزنی به موهات میگم تاف میگه : ا فک کردم حشره کشه دیروز زدم به اتاق میگم چرا پشه نمردن
قیافه من0
پشه ها)(
شرکت تارو مار...

+بـه مـامـانم میـگم : شـما که پول نداریـد برام مـاشین بخـریـن ، حداقـل یه موتور بـخـریـن بـندازم زیـــر پـام.
برگشته میگه : چــــــــــــــــــــی؟ موتـور؟ موتور بخـرم که 4 روز دیگـه بـری زیـر تـریلی مغـزت بـپاشه کف زمـین ؟ اصـن خودت درک! مـیری تو خیابـونـا " تــچــرخ " میـزنـی 4 نـفـر دیگه رو نـفـله مـیکنی سقـط میشـین به حــقّ پنــج تـن
..!!!
چی بگم؟ :|

+خواهرم گوشیش خراب شده بود یه گوشی ساده داشتم دادم دستش باشه دو روز بعد بچه هاش از مدرسه که اومدن با اینکه خسته بودن دیدن گوشی داییشون کثیفه با یه ظرف شیشه پاک کن شستنش!!!!
آخه خواهرزاده گرد گیره ما داریم!!!

 

+نشستم دارم تو کامپیوتر بازی میکنم بابام پشت سرم بود یهو یه پس گردنی زد شششللللللخخخخ گفتم چرا میزنیییییی؟میگه:اون یارو رو نمیبینی داره از پشت بوم میزندت خب بزنش دیگه اصلا پاشو برو اونور بینم
عاغا ما رو بلند کرد نشست بازی کرد جالب اینجاست که من نمیتونستم مرحله رو به آخر برسونم بابام تمومش کرد
من!!!!!!!!!!
بابا))))))))))))))
game(((((((((((((
بازم من@@@@@@@@@@
یه هفتس پیشش نمی تونم حرف بزنم
فک وفامیله داریم