خوبي ؟
ديروز يكي از دوستان برايم پيامكي داد به اين مضمون: « خوبي ؟ » . من كه هميشه حوصله ام از پاسخ دادن به اين سولات سر مي رود ، جواب دادم : بله ، خوبم . چند لحظه بعد ، دوباره پيامكي از يكي ديگه از دوستانم دريافت كردم : « خوبي ؟ » . از او خواستم تا برايم توضيح بدهد كه چرا اين طوري حالم را مي پرسد . معمولا همه مي گويند : « حالت چطور است ؟ » يا « چطوري ؟ » . . . دوستم توضيح داد كه وقتي كسي حال تو را مي پرسد ، علاقه اش نسبت به حال و احوالت را نشان مي دهد و اينكه جوياي سلامتي توست ؛ ولي وقتي كسي مي پرسد « خوبي ؟ » تو را به اصطلاح در يك عمل انجام شده يا عملي كه بايد انجام شود ، قرار مي دهد . بنابراين اگر حال خوبي هم نداشته باشي ، آن حال را پيدا مي كني !!!
بهتر نيست الگوي پرسش هايمان را كمي تغيير بدهيم ؟؟ مثلا : « مسأله اي پيش اومده ؟ » به جاي « دردت چيه ؟ » ، « سر حالي ؟ » به جاي « چرا انقدر به هم ريخته اي ؟ » ، « متوجه اي » به جاي حواست كجاست ؟ » ، « همه جوانب را سنجيده اي ؟ » به جاي « اصلا به عاقبت كار فكر كرده اي ؟ » ، « به تعهدي كه داري پايبندي ؟ » به جاي « ميخواهي زير قولت بزني ؟ » ، احتياج به فكر كردن بيشتري داري ؟ » به جاي « مي خواهي از زير كار در بروي ؟ » .