آوای نوروز
سلامم را شنو ای نو بهاران..............درودم را ببین ای جان جانان
من از دیدار تو خوشنود گشتم..........خروشان تر ز موج رود گشتم
چنین زیبا خجسته باشد آیین......که آغازت بُود با رسم هفت سین
بدین ایام، شادی ها چند و چندین.....نگاه نوروز گشته رمز تسکین
نکو بادا دوازده ماه رنگین....................چراغ فصل هایت نور پروین
یکی از فصل هایت خشک و یک تر...........یکی از دیگری زیبا و بهتر
بهارت پر شکوه و پر طراوت...............چو تابستان سوزان پرحرارت
زمستانت بُود پر برف و باران..............خزانت را بدرقه کرده زمستان
کنون نوروز بر گل بوسه ها زد............دمی بر سبزه زار بوته ها زد
به طوفان بهاری و ابر و بارش......بکش بر بوستان ها دست نوازش
در این گلزار نوروزی صفا کن...........ز نغمه بر غزل شادی به پا کن
مرا با قصه هایت آشنا کن...............مرا از غصه هایت بس جدا کن
برای ما خوشی ها آرزو کن...........غم ما را بدین سان زیر و رو کن
*یا مدبّر* گو که ربّ چرخ گردون...................بگرداند روانم را دگرگون
*یا محوّل* گو که احوال پریشان.............بگردد بانشاط از لطف ایشان
*یا مقلّب* گو که دل های پر از آه..................شفا گیرد ز نام پاک الله
دعا کن مردمان را هم در این سال.......بگردد حال ما هم احسن الحال