** خط و چین پیشانی نیز عرقی را که از سر می ریزد، نگه می دارد تا وارد چشم ها نشود و انسان بتواند آن را پاک کند .

** ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه کافی به آنها برسد . ای طبیب ، نمی بینی وقتی شدت نور زیاد است ، دست خود را بالای چشم ها می گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشمهایت برسد و از زیادی آن پیشگیری کند ؟!

** بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم کند.

** چشم ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گِرد بود ، میل در ان به درستی وارد نمی شد و دوا به همه جای آن نمی رسید و بیماری چشم درمان نمی شد.

** خداوند سوراخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از ان پایین بیاید و بو از آن بالابرود .

** سبیل و لب را بالای دهان آفرید تا فضولاتی را که از مغز پایین می آید نگه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگردد.

** برای مردان محاسن را آفرید ، تا مرد و زن از روی چهره از یکدیگر مشخص شوند.

** دندان های پیشین را تیزتر افرید تا گزیدن ( کندن تکه گوشت از استخوان ) آسان گردد ، و دندان های آسیاب را برای خُرد کردن غذا  پهن آفرید ، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندانهای آسیاب را مانند ستونی که در بنا به کار می رود ، استوار کند.

** دو کف دست را بی مو افرید تا سودن انها واقع گردد. اگر کف دست مو داشت ، وقتی انسان به چیزی دست می کشید به خوبی ان را حس نمی کرد .

** مو ناخن را بی جان آفرید ، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست . اگر جان داشتند ، بریدن انها همراه با درد زیادی بود .

** قلب را مانند صنوبر ساخت ، چون وارونه است . سر آن را باریک قرار داد تا در ریه ها در آید و از باد زدن ریه خنک شود .

** کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخارهای ان بیرون رود.

** خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد ، تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود ، و به همین علت حرکات وی میانه است ، و اگر چنین نبود در راه رفتن می افتاد .

** پا را از سمت زیر و دو سوی آن ، میان باریک ساخت ، برای آنکه اگر همه پا بر روی زمین قرار می گرفت ، مانند سنگ آسیاب سنگین می شد .

آن طبیب هندی گفت : اینها را از کجا آموخته ای ؟

فرمود : از پدرانم و ایشان از پیامبر ( ص ) و او از جبرئیل ، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را داند . طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت : تو داناترین مردم روزگاری . . .  .

( مجله افتابگردون )