* خدایا ...! چه خبر است.....؟؟!
آرامتر ...!
نیازی به زمین لرزه نیست ...!
کاخِ آرزوهای این مردم به تلنگری هم فرو میریخت ...!!

* بیخودی پرسه زدیم ، صبحمان شب بشود ، بیخودی حرص زدیم ، سهممان کم نشود ، ما خدا را با خود ، سر دعوا بردیم ، چه قسم ها خوردیم ، ما به هم بد کردیم ، ما به هم بد گفتیم ، ما حقیقت ها را ، زیر پا له کردیم ، ما چقدر حظ بردیم ، که زرنگی کردیم ، روی هر حادثه ای ، حرفی از پول زدیم ، از شما میرسم ، ما که را گول زدیم ؟؟؟    ( دکتر شریعتی )

* دوباره سیب بچین حوا ، من خسته ام ، بگذار از این جا هم بیرونمان کنند  .

* یه جایی هم هست ، بعد از کلی دویدن یهو وای میستی ! سرتو میندازی پایین و آروم میگی دیگه زورم نمیرسه . . . جیک جیک . . .

* به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد ، اما هر وقت تنم به جماعت بینا خورد ، گفتند : مگر کوری ؟ روزگارت بی نیاز باد از این جماعت بینا !

* گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است ، باور کن ! بعضی ها تنها ترت می کنند !!!

* شیشه نازک احساس مرا دست نزن، چندشم میشود از لکه انگشت دروغ !

* دلم درد میکند ! انگار خام بودند خیالهایی که به خوردم داده بودی . . .

* وقتی فقط به خاطر پری قصه بخوای قهرمان داستان باشی ، آخرش چیزی نخواهی بود ، جز همون کلاغی که به خونش نرسید.

* هی فلانی ، میدانی ؟ می گویند رسم زمانه چنین است ! می ایند ، می مانند ، عادتت می دهند و می روند ! و تو تنها می مانی . . . راستی رسم تو چیست ؟ مثل فلاتی هاست ؟؟؟