خدایا دلگیرم از . . .
دلگیرم از روزهایی که دانسته یا ندانسته غافل از تو بودم ،
غفلتی تلخ و جانکاه که مرا از تو دور کرده بود .
خدایا ، چه ابلهانه هر روز و شب تو را فراموش می کردم و تو
چه مهربانانه در کنارم بودی و یاری ام می کردی.
خدایا من بارها پیمان بستم که دیگر گناه نکنم اما پیمان شکستم و تو
مرا رسوا نکردی و دستم را گرفتی . گرمای حضورت خانه ام را گرم کرده است
و من هر لحظه و هر جا حضورت را احساس می کنم و به داشتن خدایی چون تو
به خود می بالم و هر روز سر بر سجده ، شکر نعمت هایت را می گویم .
( شیرین مقدری )
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:45 توسط سالار
|