دلگیرم از روزهایی که دانسته یا ندانسته غافل از تو بودم ،

غفلتی تلخ  و جانکاه که مرا از تو دور کرده بود .

خدایا ، چه ابلهانه هر روز و شب تو را فراموش می کردم و تو

چه مهربانانه در کنارم بودی و یاری ام می کردی.

خدایا من بارها پیمان بستم که دیگر گناه نکنم اما پیمان شکستم و تو

مرا رسوا نکردی و دستم را گرفتی . گرمای حضورت خانه ام را گرم کرده است

و من هر لحظه و هر جا حضورت را احساس می کنم و به داشتن خدایی چون تو

به خود می بالم و هر روز سر بر سجده ، شکر نعمت هایت را می گویم .                       

 ( شیرین مقدری )