تقدیم به تمامی پدرهای خوب دنیا
دختر کوچولو و پدرش میخواستن که از روی پلی رد بشن.پدره یه جورایی میترسید که اتفاقی بیفته،واسه همین به دخترش گفت:
"عزیزم لطفا تو دست منو بگیر تا نیفتی تو رودخونه"
دختر کوچولو گفت:
"نه بابا،تو دست منو بگیر"
پدر که گیج شده بود با تعجب پرسید:"چه فرقی میکنه؟"
دختر کوچولو جواب داد:
"اگه که من دستت رو بگیرم و اتفاقی واسم بیفته،امکانش هست که من دستت رو ول کنم؛اما اگه تو دستامو بگیری،من با اطمینان میدونم هراتفاقی هم بیفته،هیچ وقت دست منو ول نمیکنی"
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:1 توسط محسن تسلیمی بناب
|