هیچ طلافروشی طلاهایش را بر سر کوی و برزن فریاد نمی کند . هیچ دستفروشی ، بر سر چهارراه ، گوهر نمی فروشد. این سیب و پیاز و هندوانه است که بر کوی و برزن فریاد می شود و این سیگار و آدامس و شکلات است که بر سر چهارراه ها و کنار خیابان ها عرضه می گردد.

آهای دختران جهان ! در همه ی شما رگه هایی از طلای معنویت هست . جنس وجود شما از لبو و شلغم و شکلات نیست. بگردید ، گوهرهای وجودتان را پیدا کنید. هست ، مطمئن باشید که هست . گوهر فطرت ، بی تردید در همه ی شما هست . ممکن است گرد و خاک گرفته باشد ، ممکن است در زیر لایه هایی از غبار نسیان و عصیان ، مدفون شده باشد ، ممکن است لغزش و گناه ، آلوده اش کرده باشد ، ممکن است دودهایی که از کُنده جاهلیت بر می خیزد ، به سیاهی اش کشانده باشد، اما هست ، بی تردید هست. نه فقط گوهر فطرت ، که جواهر نجابت ، حیا ، عفّت ، صفا ، مهر و صداقت . همه و همه در وجود شما هست و اندام شما ظرف این جواهرات است . . .

هیچ فکر کرده اید که اگر کسی به این ظرف دست پیدا کند ، همه ی آن جواهرات را اگر نبرد ، لااقل آلوده می کند ، می شکند و به زیر دست و پا می اندازد ؟!!

روزگار ، روزگار بدی است ، این قدر ساده انگار نباشید ، این قدر خود را دست کم نگیرید !

( سید مهدی شجاعی )