خدایا شکرت !
روی نیمکت پارک نشسته بود و به لباس های کهنه فرزندش و تفاوت او با بچه های دیگر نگاه می کرد ،
ماشین گران قیمتی جلوی پارک ایستاد و مرد شیک پوشی از ان پیاده شد و با احترام در ماشین را
برای همسرش که پسرکی در آغوش داشت باز کرد . با حسرت به انها نگاه کرد و از ته دل آه کشید .
آنها کودک را روی تاب گذاشتند .
خدایا ! چه میدید ! پسرک عقب مانده ذهنی بود . با نگاه به جست و جوی فرزندش پرداخت ، او را یافت
که با شادی از پله های سُرسُره بالا می رفت. چشمانش را بست و از ته دل خدا را شکر کرد .
*** سلامتی بزرگترین نعمتی است که خداوند به ما هدیه می دهد . اما گاهی اوقات انقدر غرق در
تمرکز و توجه به نداشته های دنیایی مان شده ایم که از دیدن این هدیه بزرگ و شاکر بودن برای
آن غافل می شویم .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:59 توسط سالار
|