دستان پاک
کنون دستان پاکت را به من بسپار
که با آن قلب ِ خونینِ دل آزارنده خود را
همانندِ دو بالِ گرم و پر مهرِ کبوترهای آزادی
همانند تپش های صدایِ مردمانِ کوچه بازاری
رها و پاک و عاری از جنون سازم
کنون دستان پاکت را به من بسپار
که با سنگینی هر بند ،
تنم را از کویرِ مرده دنیا ،
از آغوش دل فریبی ها ،
ازین زندان خون خوارها ،
رها سازم .
کنون دستان پاکت را به من بسپار
که می خواهم ،
طلوعِ روشنی را
همان ،
دریایِ بی رنگ طلایی را
همان ،
جوش و خروشِ مهربانی را
کنار آن دو دستانت
همان دستان پر مهرت ، فدا سازم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 11:53 توسط سالار
|