قهوه ایست . . .
زلف مشکی ، چشم آبی ، خال خوبان قهوه ایست
پس به این ترتیب گاهی حال انسان قهوه ایست
قهوه ای شد عینک و کفش و کلاه و کیف تو
پس یقین دارم مُد امروز ایران قهوه ایست
چون تماشاگرنماها گل به ما پاشیده اند
بعد از این پیراهن تیم سپاهان قهوه ایست
بسکه فنجان بر سر مردان به نامردی شکست
رنگ و روی بعضی از این زن ذلیلان قهوه ایست
شهر رفسنجان که 30 سال است مغز پسته ایست
در کنارش زاهدان مانند کرمان قهوه ایست
شد سراپایش گلی از بسکه در چاه افتاد
یوسف گمگشته چون آید به کنعان قهوه ایست
بخت بعضی ها سپید و بخت خیلی ها سیاه
بخت ما در این میان اما کماکان قهوه ایست .
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 9:59 توسط سالار
|