کاریکلماتور
* بهترین ساعت دنیا ، ساعتی بود که دیدمت .
* ای کاش تیر نگاه یار مشقی بود .
* آدم چهار شانه ، موهایش همیشه مرتب و شانه کرده است .
* کُشتی گیری که بلد بود پُل بزند عضو شورای شهر بود .
* برای اینکه دلبسته شود ، به دلش قفل زد .
* اگر پرنده نیستی ، نباید به پرتگاه نزدیک شوی .
* بعضی ها دلشان گرم است و بعضی ها پشتشان .
* کسانی که آرزوهای دراز ندارند ، واقعی زندگی می کنند .
* حسادتش گُل کرد ، نفرت به بار نشست .
* ابرهای پاره پاره نشان دهنده آن است که در آسمان هم فقر وجود دارد .
* آسمان زیباست ، اما نباید بیش از حد سر به هوا بود .
* وقتی به آخر خط رسید ، از اتوبوس پیاده شد .
* به قدری شکمو بود که حرفهایش را هم می خورد .
* تنها پشت گرمی اش ، آفتاب داغ بود .
* برای اینکه اشتهایش باز شود ، کلید ساز آورد .
* زیر خط فقر خیلی شلوغ شده است .
* زیبایی اش را به لوازم آرایش اش تبریک گفتم .
* چشمانش را با اشک هایش شست .
* از گرمی صدایش ، گوشی تلفن داغ شد .
* نبض کیف پولم در اخر ماه تند تر می زند .
* با پای لنگ و دلی غمگین هیچ وقت به شادی نمی رسیم .