من حامله شدم . . .
خورده های دلم رو با تموم وابستگی هاش ، با تموم دوست داستن هاش ، با تموم درداش ، غصه هاش ، حرف هاش . . .
دفن کردم . . . حلواشو هم بین همین تجاوزگر ها پخش کردم . . . من دختر آرزوهای رویایی بودم اما الان بدون هیچ آرزویی
لبخند میزنم . . . من به دیوار لحظه هام خون خاطره می پاشم . . . به سرم شلیک کن غریبه . . . جای خون حرف میریزه
بیرووووون . . . از درد و بغض و افکار کثیف بگذریم . . . به من حتی آدم ها هم تجاوز کردند . . . فاحشه نیستم . . .
فکرم از هر باکره ای بسته تر بود . . . باز شد افکارم . . . دریا بهم تجاوز کرد وقتی پدرم را بلعید . . . خاک بهم تجاوز کرد
وقتی مادرم رو بلعید . . . دخترها بهم تجاوز کردند وقتی دوستم بودند و از پشت خنجر زدند . . . مردها بهم تجاوز کردند
وقتی فکرهای خرابشون رو می خواستن رو تن و بدن من ثابت کنن . . . هی غریبه من فاحشه نیستم . . . اما حامله ام از
تجاوزهای لحظه به لحظه . . . زندگیِ من لحظه های خوشِ ، نه روزهای خوش ، نه ساعت های خوش . . . ایمان آوردم که
کلاغ همیشه شومِ . . . مترسک همیشه تنهاست . . . گرگ همیشه می دره . . . لاشخور همیشه می خوره . . . ایمان آوردم
دنیام فقط بستنی چوبی و آدمک کوکی نیست . . . نو دنیایِ خودم رو یه تابلویِ بزرگ با خط قرمز نوشتم : لطفا قبل از
تجاوز در بزنید . . . هه ! . . . دیگه پذیرفتم . . . ایمان آوردم باید تجاوز کنند . . . به افکار آدم . . . به رفتار آدم . . . نه به
جسم آدم . . . بهم گفتند دنیا امنه . . . تجاوز نمیکنه . . . من با خیال راحت دنیا رو بغل کردم و خوابیدم . . . وقتی بیدار
شدم دیدم حامله ی نموووم دردهاش شدم . . . تموم کثیفی ها . . . تموم خوبی ها . . . تموم بدی ها . . . تموم فکرهای
کثیف . . . افکارهای مریض . . . هی غریبه ! من فاحشه نیستم . . . اینجوری نیگام نکن . . . من به باکره بودن ذهن فاحشه ها
و فاحشه بودن دهن باکره ها ایمان دارم . . . یعنی این همون دنیایی بود که به خاطرش به شکم مادرم لگد میزدم . . . هه . . .
غریبه ! به بغض تو گلوم گوش کن . . . به اشک تو چشام نگاه کن . . . به دردای دلم گوش کن . . . من حامله ام . . . از من
تماشایی تر وجود داره ؟؟؟ خوب نگام کن . . . هنوز زانو نزدم . . . هنوز همخواب کسی نشدم . . . هنوز کثیف نشدم . . .
فاحشه نشدم . . . ولی حامله ام . . . حامله کسی به اسم عقیده ! ! ! . . . بترس از روزی که به دنیا بیاد . . . ! ! !
غریبه . . . واسم دل نسورون ، من دل ندارم . . . اشک نریز ، من حس ندارم . . . بغض نکن ، من احساس ندارم . . . اما . . .
اما حرف بزن ، من حرف دارم . . . ! ! !
هی غریبه ! واسه زندگیِ من اشک نریز ، اینجا توقف ممنوعه . . . ! ! ! به پشت سرت نگاه نکن . . . ! برووووووووو . . . ! ! !