محبت خداوند
گنجشک به خدا گفت : لانه کوچکی داشتم که آرامگاه خستگی و سر پناه بی کسیم بود ، اما طوفان تو آن را از من گرفت . مگر خانه کوچک من چقدر از دنیای بی انتهای شما را گرفته بود ؟ خدا گفت : مار در راه لانه تو بود ، تو هم آرام در خواب . باد را گفتم تا لانه ات را خراب کند تا تو پر بکشی . چه بسیار بلاها که بواسطه محبتم دور کردم و تو ندانستی و به دشمنیم بر خواستی %
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 22:12 توسط سالار
|