پـَـَـ نــه پـَـَـــ 9
* مگس نشسته روی برنج ، به برادرم میگم : مگس . . . ! میگه : بکشمش !
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَـــ زشته برنج خالی بخوره ، یکم خورشت واسش بریز !
* رفتم گیلاس بخرم . یارو میگه : بریزم تو پلاستیک ؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَـــ همینجوری دونه ایی بده بندازم دور گوشم خوشگل بشم !!
* رفتم مرغ سوخاری بخرم ، یارو میگه : همین جوری میبری ؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَـــ یه لباس تنش کن جلوی مهمونا خجالت نکشه !!
*دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من ميگه مي خواي نجاتم بدي؟
پــَـَـ نــه پــَـَـــ ميخوام واست لاک بزنم!
*داشتم تلويزيون ميديدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي ميديدي؟؟؟!!!
پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش ميکردم تا شما بياي ببيني!!!!!
*زنگ زدم ميگم مامان بيا منو گرفتن... ميگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ ميگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ايران
*رفتم دکتر ميگم:دو روزه بدنم خيلي درد ميکنه! بعد از 10 دقيقه معاينه ميگه: ميخواي واست دارو بنويسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ ميخواي واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!
*زنگ زدم 115، ميگه آمبولانس ميخواين قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه پليس 110 ميخوام, بقيش هم آدامس بدين!
-* ميگم بابا... تصميمم رو گرفتم... مي خوام زن بگيرم... ميگه ميشناسيش؟ ميگم آره. ميگه مجرده؟
پـــ نــه پــــــ منتظرم شوهرش رضايت نامشو امضا کنه بريم خواستگاري.
* دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. ميگه شما سوال داري؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگيري ...
* رفتم پيژامه از کمد برداشتم پوشيدم بابام ميگه از تو کمد برداشتي؟ پـــــ نه پـــــــ گذاشته بودم تو يخچال تابستونيه پيژامه تگري بپوشم خنک شم.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 11:1 توسط سالار
|