کلکل
امیر نظام گروسی شاعر کردستان در جواب حافظ :
اگر آن کُرد گروسی بدست آرد دل ما را
بدو بخشم تن و جان و سر و پا را
جوانمردی به آن باشد که مُلک خویشتن بخشی
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
دکتر انوشه در جواب امیر نظام گروسی :
اگر آن مهرخ تهران بدست آرد دل ما را
به لبخند تَرَش بخشم تمام روح و معنا را
سَر و دست و تن و پا را به خاک گور میبخشن
نه بر آن مَه لِقایِ ما که شور افکنده دنیا را
یکی از دوستان ما به نام داود جانفدا در جواب دکتر انوشه :
اگر آن گوهر مشهد بدست آرد دل ما را
به مژگان چهره اش بخشم ، مروارید دریا را
سَر و جان و تن و پا دادنی نیست
مُقَدّر نیست بر بخشِشِ جان ، جانفدا را
اینو نمیدونم کی گفته ، چون به نام خیلی ها دیدم نوشتن :
اگر آن تَرک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش ، بدست آورده دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم ، چه معنی دارد این کارا ؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلا
که با جراحی صورت عمل کردند خالها را
نه حافظ داد املاکی ، نه گروسی دست و پاها را
نه دکتر روح و معنا را ، نه داود مروارید دریا را
فقط می خواستند اینها بگیرند وقت ماها را