* در پارکينگ خاطراتم چشماتو پارک کردم,بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نري

* بود شمعي در غم پروانه اي

روشن و تنها به فکر چاره اي

شاپرک پروانه اي در فکر او

آتشي در جان او افکنده بود

درد پروانه ز درد شمع بود

شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

* هميشه تو يک ارتفاع بالايي از جو، ديگه ابر وجود نداره. اگه يک وقت ديدي آسمون دلت ابري بود بدون به اندازه کافي اوج نگرفتی

* مي خور که به زير گل بسي خواهي خفت بي مونس و بي رفيق و بي همدم و جفت زنهار به کس مگو تو اين راز نهفت هر لاله که پژمرد نخواهد بشکفت

* گوشي رو برمي داري و چند وقت يه بار زنگ مي زني چند وقت يه بار به آرزوم به روياها رنگ مي زني بعدش شلوغ ميشه سرت يهو ميگي بايد بري خوب مي دونم تو زندگيم خيلي باشي مسافري

* نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد

* پس از آخرين ديدار با دوستانت يادت باشد که ، به دوستاني فکر کن که ديگر فرصتي براي در آغوش کشيدن يکديگر ندارند

* زندگي را دوست دارم به شرطه آنکه :

ز: آن زندان نباشد!

ن: آن ندمت نباشد

د: آن درماندگي نباشد

گ: آن گورستن نباشد

ي: آن ياس نباشد

* جای خالیت را نفس عمیق می کشم . . .

عطرت از تو باوفا تر است !

* دنبال واژه نباش.کلمات فریبمان میدهند....
وقتی اولین حرف الفبا کلاه سرش میرود فاتحه ی بقیه ی حروف را باید خواند...