گفت دانایی : که گرگی خیره سر ! /

 هست پنهان در نهاد این بشر /

هر که با گرگش مدارا می کند /

خلق و خوی گرگ پیدا می کند /

هر که گرگش را در اندازد بخاک /

رفته رفته می شود انسان پاک /

 زور بازو چاره این گرگ نیست /

صاحب اندیشه داند چاره چیست ؟! /

در جوانی جان گرگت را بگیر /

وای گر این گرگ گردد با تو پیر ! . . .