گلچینی از باغ معرفت
Ø از بقراط پرسیدند : انسانیت چیست ؟ گفت : تواضع در رَفعت ، عفو هنگام قدرت ، سخاوت در تنگدستی و بخشش بدون منت .
Ø قلبی داشته باش که هرگز سختی سنگ را به خود نگیرد و احساسی داشته باش که هرگز آزار دهنده نباشد . « چارلز دیکنز »
Ø ساعتها به مورچه ها نگاه می کردم ، بارهای سنگین تر و بزرگتر از خود را حمل می کردند . خستگی برای آنها مفهومی نداشت . فقط کار می کردند بدون اینکه نفس نفس بزنند . با دیدن انها از خود شرمسار شدم . « ثریا تقی زاده »
Ø وقتی به فردی فقیر یک ماهی بدهید ، تنها شام یک شب او را تأمین کرده اید . اما اگر به او فن ماهیگیری را یاد بدهید ، شام تمام عمرش فراهم شده است . « ضرب المثل چینی »
Ø هر قدر بیشتر ماهی بخواهی باید به دریا بیشتر نزدیک شوی . « مثل انگلیسی »
Ø برای رسیدن به هدفهای بزرگ از پذیرفتن زیانهای کوچک نترسید . « دیل کارنگی »
Ø اگر نمی توانی گاز بگیری ، دندانت را نشان نده . « مثل انگلیسی »
Ø اگر کودک همان نخستین بار که به زمین می خورد از راه رفتن دست می کشید هرگز به راه نمی افتاد . « لویبزهی »
Ø سه لغت مهم که می توانید به شکل یک جمله به خود بگویید این است : بله من می توانم . « دنیس ویتلی »
Ø اگر سگ داری خودت پارس نکن . « مثل انگلیسی »
Ø دست شکسته ات را در آستین خود نگهدار . « مثل چینی »
Ø تجربه میوه ایست که آن را نمی چیند ، مگر پس از گندیدن . « ارسطو »
Ø تجربه مدرسه ایست که محصلین خود را با قیمتی گران بار می آورد . « فرانکلین »
Ø نادان از تجربه خود فرا می گیرد و دانا از تجربه نادان . « مثل آمریکایی »
Ø تجربه را تجربه کردن خطاست . « مثل ایرانی »
Ø جوانی ستاره ای است که فقط یک بار در آسمان عمر طلوع می کند . « ژوبرت »
Ø در جوانی مستی ، در پیری سستی ، پس کی خدا پرستی . « خوجه عبدالله انصاری »
Ø کسی که بر ترس غلبه نکرده باشد ، اولین درس زندگی را نیاموخته است . « امرسون »
Ø اگر زندگی را آسان بگیری ، عمرت به خوشی خواهد گذشت . « عزیز نسین »
Ø زندگی مانند کودکی است که اگر می خواهید به خواب نرود ، پیوسته باید او را سرگرم کنید . « ولتر »
Ø هر وقت می شنوم کسی با افسوس میگوید : زندگی سخت است،دلم می خواهد از او بپرسم : در مقایسه با چی؟ « سیدنی جی . هاریس »
Ø یک روز زندگی روشن است و روز دیگر تاریک ؛ از روزهای روشن آنقدر نور بگیریم که در روزهای تاریک روشن باشیم . « حجازی »
Ø اشک چشمی را خشکاندن ، بیش از آن مایه ی شهرت و افتخار است که دریای خون به راه انداختن . « بایرون »
Ø دونفر از پنجره زندان به خارج می نگریستند؛یکی زمین پُر ازگِل و لای رامیدید ودیگری ستاره های آسمان درخشنده را . « دیل کارنگی »
Ø وقتی سن ما زیاد می شود به چیزهایی می خندیم که در گذشته ما را به گریه می انداخت و برای چیزهایی گریه می کنیم که ما را به خنده وا می داشت . اما چه خوب است همیشه به چیز هایی بخندیم که موجب نگرانی ما می شوند .
Ø شصت سال گریه کردم تا یک دقیقه مردم را بخندانم . « چارلی چاپلین »
Ø با فقیرترین افراد چنان با احترام روبرو شو که گویی ، در مقابل سلطان هستی . « کنفسیوس »
Ø انسان عاقل همیشه از بدگوئی هایی که از او می شود استفاده می کند . « ژرژ بانه »
Ø دوستانی را که داری و آنان را آزموده ای ، با قلابهای فولادین به جان و دل خود پیوسته نگاه دار . « شکسپیر »
Ø دوستی مانند اسناد کهنه است ، قدمت تاریخ ، آن را قیمتی می کند . « گوته »
Ø دوست آن است که شما را قادر سازد در هنگام روز ستارگان را ببینید . « ادوارد سیمونز »
Ø افتاب که دنیا را روشن می کند ، از کوری خفاش چه باک دارد . « حجازی »
Ø امید دارویی است که اگر شفا ندهد حداقل درد را قابل تحمل می کند . « مارسل آشار »
Ø امید رفیق تیره بختانی است که از دست ساقی دهر جرعه ای بی مهری نوشیده اند . « اعتصام الملک »
Ø خداوند وقتی می خواهد کسی را فاسد سازد ، او را به همه ی آرزوهایش می رساند . « اسکار وایلد »
گذشته مکان یادگارها ، آینده مقام امیدها و حال جایگاه تکلیف ها است . « رشید یاسمی »