اللهم عجل لوليك الفرج
دوباره يك رو.ز گذشت و قنوت گريان ماند / دوباره گيسوي نجواي ما پريشان ماند
دوباره زمزمه ي كاسه هاي خالي ما / پس از نيامدنت گوشه ي خيابان ماند
شبيه شنبه ي هر هفته پشت پنجره ام / و كوچه كوچه شهرم دوباره زندان ماند
براي آمدنت چند سال بايستي در اين تراكم بي انتهاي ويران ماند ؟
نيامدي كه ببيني نگاه منتظرم / چه روزها به اميد تو زير باران ماند
سكوت، آخر حرف من است چون بي تو / دوباره حنجره ام زير بغض پنهان ماند
اللهم عجل لوليك الفرج
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 21:27 توسط سالار
|